خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

24

أخلاق الأشراف ( فارسى )

اين كار البتّه هنر كوچكى نيست زيرا بسيارى از مترجمان ديگر نيز به چنين كارى دست زده‌اند ولى نتوانسته‌اند ذوق عبيد را بظهور برسانند ؛ چه به جرأت مىتوان گفت كه گاهى ترجمه‌هاى عبيد از متن تازى اصل آنها زيباتر و در دل كارگرتر است ، وانگهى گاهى اصل تازى آنها را در داستانهاى تازى خود كوتاه‌تر كرده و با كاهش و افزايش لازم بر زيبايى و دل‌انگيزى آنها افزوده است . و همين نكته « تسلّط او را در زبان تازى و ريزه‌كاريهاى آن آشكار مىسازد . » « 1 » در مقدّمهء اين رساله مىآيد كه « فضيلت نطق كه شرف انسان به دو منوطست بر دو وجه است : يكى جدّ و ديگرى هزل . و رجحان جدّ بر هزل مستغنى [ از بيان ] است ، و چنان كه جدّ دايم موجب ملال مىباشد هزل دايم نيز باعث استخفاف و كسر عرض مىشود . و قدما در اين باب گفته‌اند : جِدّ همه ساله جانِ مردم بخورد * هزلِ همه‌روزه آبِ مردم ببرد « 2 » امّا اگر از باب دفع ملال و تفريح بال چنان كه حكما فرموده‌اند خ الهزل فى الكلام كالملح فى الطعام « 3 » زمانى بمطالعهء نوعى از هزل ملتفت شود و قول شاعر را كار بندد كه

--> ( 1 ) . Verses in Arabic testify to " : ، Eng . tran ، 225 ، Jan Pyka , History of Iranian Literature " . Za ? ka ? ni's thorough education . ( 2 ) . بيت ، بدون نسبت ، در امثال و حكم ( 2 / 580 ، امير كبير ، 1352 ه . ش . ) به صورت زير آمده است : جِدّ همه‌روزه جانِ مردم بخورد * هزلِ همه‌ساله آبِ مردم ببرد ( 3 ) . بسنجيد با اين داستان كه راغب اصفهانى ( محاضرات الادباء ، 1 / 79 ) گويد « قال ابو بكر : كنت عند النبىّ و شاعره ينشده عنده . فقلت له : أشعر و قرآن ؟ فقال : هذا مرّة و هذا مرة » ابو بكر گفت : نزد پيامبر اكرم ( ص ) بودم و شاعر او شعرى مىسرود . عرض كردم : آيا شعر و قرآن با هم [ روا ] باشد ؟ فرمود : زمانى اين و زمانى آن . همو گويد « كان رسول اللّه يمزح و لا يقول الّا الحقّ » پيامبر خدا شوخى مىكرد ولى جز حقّ و راستى را نمىگفت ( محاضرات ، 3 / 329 ) و بازگويد « الناس فى سجن مالم يتمازحوا » - اگر مردم با هم شوخى نكنند [ گويى ] در زندان باشند . عبيد مىگويد « هزل در كلام همچون نمك در طعام است . » سنائى پيش از او گفته است ( مثنوىها ، « كارنامهء بلخ » ، 202 ، مدرّس رضوى ) : ليك بىهزل جِد بِنَنْمايَد * بىنَمَك ديگ هيچ خوش نايد تا نگردد ز من چو ممتحنى * كه مُزاح است مِلْحِ هرسخنى ! -